الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)
14
تفسير مجمع البيان (فارسى)
گفتارش ( من بيمارم ) اشاره كرد كه در مهلت نظر بوده و داراى يقين در امر و سلامت از علم نمىباشد چه اينكه گاهى به گمان و شك ، مرض و به علم و دانش ، شفاء و سلامت گفته مىشود . و اين مرض از ابراهيم هنگامى بر طرف شد كه شك و ترديدش از ميان رفت و به كمال معرفت رسيد . اين طرز تفسير از « ابو مسلم » است ولى بايد گفت كه گفتار ضعيف است زيرا سياق و روش آيه از اين تفسير منع مىكند زيرا از جملهء ( اذ جاء ربه بقلب سليم ) تا به اينجا نشان مىدهد كه ابراهيم در زمان مهلت نظر نبوده بلكه داراى معرفت خالص و يقين و بصيرت بوده است . 4 - حضرت ابراهيم گفت قلب من و فكر من پريشان و غمگين است از اين قوم من كه اين همه در عبادت بتها پافشارى مىكنند در حالى كه نه مىشنوند و نه مىبينند ، بنا بر اين تفكر ابراهيم دربارهء ستارگان به اين جهت بوده كه آنها حادث و مخلوق و تدبير شدهء دست ديگرى هستند و در شگفت بود كه چگونه خردمندان از اين حقيقت غافل شده و آنها را عبادت مىكنند . « عياشى » از امام « باقر » و « صادق » ( عليهما السلام ) نقل كرده كه فرمودند : سوگند به خداوند كه ابراهيم دروغ نگفت و بيمار هم نبود . ممكن است اين روايت را كه نفى كذب و بيمارى را از ابراهيم مىكند به يكى از وجوه گذشته حمل كرد ، و ممكن است بگوئيم كه اين گفتار بر وجه تعريض مىباشد به اين معنى : هر كه بر او مرگ حتمى باشد مسلما او مريض و سقيم است و اگر چه در حال حاضر داراى مرض و بيمارى نباشد . و نيز روايت شده كه ابراهيم ( ع ) در سه مورد دروغ گفت اول در اين كه گفت : من بيمارم ، دوم اينكه گفت : شكستن بتهاى ديگر بدست بت بزرگ انجام شده است و سوم اينكه گفت : « ساره » خواهر من است با اينكه همسر او بوده است ولى اين روايت را نيز ممكن است حمل به ( معاريض ) يعنى به گفتن سخنى و